
اگه گفتم خداحافظ نه اینگه رفتنت ساده ست
نه اینکه میشه باور کرد دوباره اخر جادست
خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویاها
بدونیم بی تو و با تو همینه رسم این دنیا



عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ باد خزونه
میرن ادما ار اونا فقط
خاطره هاشون به جا میمونه




دوستت دارم![]()
خدا حافظ عزیزم![]()
.jpg)
رفتی ولی میدیدی که من دارم میسوزم
گرچه سوزوندی دلو دوست دارم هنوزم
با اینکه سوختم هنوز عشقتو باور دارم
ولی به جای دستات یک دل پرپر دارم
نگفتی که تو قلبت حالا جای من کیه
آخه چرا تو رفتی بگو دلیلش چیه ؟
عکس چشات روبه روم صدات هنوز تو گوشه
همدم دلتنگیام صدای مشکی پوشه
همون که گفت : عاشقم یه عاشق بی قرار
یه زخم کهنه رو دلم مونده از عشق یادگار
عشق تو هم یه زخمه که دلمو سوزونده
یه زخم کهنه از تو که یادگاری مونده
زندگی بی تو واسم بدون آب و رنگه
حالا منم میدونم مشکی فقط قشنگه


اكنون اگر بيايي ديگر عزيز دير است
اين دل اگرچه عاشق اما به غم اسير است
اينگونه گويمت من بعد از جدايي ما
درويشي پيشه كردم ، من غصه دار و تنها
اسم تو ذكر من شد بي وقفه در شب و روز
دل را به باد دادم در عشـــق خانمان سوز
اكنون خدانگهدار ، خير از خدات درپيش
غصه بماند اينجا در كلبهْ يه درويــــش
ديگر شكسته ساغر ، ديگر برفته ساقي
ديگر ز خندهْ ما اين گريه هاست باقي


دلم برای خنـــــده هات برای مهربونیــات
برای هرم نفســـــت واسه نوازش نگـــات
دلم برای همه چیت شده یه آلبوم کوچیک
یه آلبوم دیدنی که می شه تواون خاطره دید
یه آلبوم از تو و چشات از توونقش خاطرات
از تو که امید منی از تو که می میرم برات
اگه بری داغون می شم بدون توتموم می شم
پیشم بمون عزیز دل فقط با تو آروم می شم
می خوام برای موندنت واسه همیشه خوندنت
ماهی شم و شنا کنم تو نازُکــای پیرهنت
آخه تو امیـــــــد منی پرتــــــو خورشید منی
تو بهتریـــن دلیل من برای زنـــده موندنی
وقتیکه بارون می باره غنچه ی عشقومی کاره
انگار چشاتـــو می بینم که آرومم نمی ذاره
چی می شه آشِنام بشی؟ خیل ترانه هام بشی؟
تو اوج این نا امیدی تعبیر رویاهام بشی ؟
چی می شه تو خندیدنت توی ترانه خوندنت
برای دلخوشی من بگی که راسته موندنت؟
هرچی بخوای همون می شم مجنون این زمون می شم
فقط نرو، باهام بمون برات ترانه خون می شم
من تو رو تو رویای دور تو دشت سبز پرغرور
اون جایی که قاصدکا فراوونن ، کرور کرور
دیدم که بی رویا بودی بدون من تنها بودی
دلت نمی خواست بخونی آروم وبی صدا بودی
من اما آرزوت می شم توآوازت سکوت می شم
واسه کشیدن چشات قشنگترین خطوط می شم
آخه تو امیــــــــد منی پرتـــــــو خورشید منی
تو بهتریـــن دلیل من برای زنـــــده موندنی


گاهی وقتا با خودم فکر می کنم یه روزی می شه بیای بالا سرم؟
یا اگه از غم عشقت بمیرم واسه حجله ام می زنی گل به سرم؟
گاهی وقتا با خودم فکر می کنم که چرا زندگی من مال توست ؟
چراهرشعری که من سرمیکنم تووهمه ش اسم قشنگ وگل توست؟
گاهی وقتا به دلم امید می دم که ... می آد یه روز سراغ تو
یه روزی حتی اگه روز ابد اوون میاد سراغ عشق پاک تو
کاش می شد حتی واسه مرگ دلم تو بیای خاک بریزی روو کفنم
تو بیای فاتحه ی غم بخوونی واسه چله ی دل پر ز غمم
کاش می شد قبر من و تو غسلبدی با گلاب گل باغ عشق من
بکشی دست پر از مهربونی روی سنگ سرد کاشانه ی من
بزنی سنگی به قبر زندگیم بگی که بیا بیرون من اومدم
بیا از خوونه ی سردت بیرون میبینی با همه عشقم اومدم
بگی که عزیز منم ... تو ٬ اونی که مونس اون شعرای توست
اونی که می خواستی مال تو باشه حالا اومده کنار قبر توست
اما دگه دیر شده عزیزکم قلب من پووسیده زیر سنگ سرد
دیگه عشق آسموونیه دلم چال شده زیر یه خروار خاک سرد
قسمت من اینه

بدیدم طاق ابرویت دلم شد مبتلای تو
بشوخی می برد دلرا تو دانی و خدای تو
اگر مطلب تو را اینست که من در حسرتت مردم
مرا صد جان اگر باشد همه سازم فدای تو
مشو غافل زحال من که تا جان در بدن دارم
زسر بیرون نخواهد شد مرا هرگز هوای تو
بسی خوبان بدیدم من نگشتم مایل ایشان
نمی دانم چه سر است اینکه مردماز برای تو
اگر خوبان عالم را زسر تا پا بیارایند
دل مسکین تنها را نباشد جز هوای تو


وقتی که تو هستی تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست!
تا زمانیکه دستهای گرمت دستای خسته ی منه! تا وقتی که نگاهت
تنها پناهگاه و تکیه گاه نگاه سرگردان منه! تا زمانی که تو همسفر جاده
زندگی من هستی! تا وقتی که شونه های تو امن ترین جای دنیاست
برای من! من زنده هستم ...
<<< بهتریـــــــــــــــــــــــنم خیلی دوستــــــــــــــــــــــــــــــت دارم >>>
منم سرگشته حیرانت ای دوست
کنم یکباره جان قربانت ای دوست



ولی با ساز شوق وصل کویت
نهم سر بر سر پیمانت ای دوست



دلــی دارم در آتش خانه کرده
میان شعله ها کاشانه کرده



دلی دارم که از شوق وصلت
وجــودم را ز غـــم ویرانه کرده



منم آن مرغ سر گردان و تنها
پریشان گشته شد یکباره عالم



سحر سر بر سر سجاده کردم
دعائی بهر آن دلداده کردم



زحسرت ساغر چشمانم ای دوست
زبانت یکسره از باده کردم



دلا تا کی اسیر یاد یاری
زهجر یار تا کی داغداری



بگو تا کی ز شوق روی لیلی
تو مجنون پریشان روزگاری؟



پریشانم پریشان روزگارم
من آن سرگشته هجر نگارم!!!



کنون عمریست با امید وصالت
درون سینه آسایش ندارم



زهجرت روز و شب فریاد دارم
ز بیدادت دلی ناشاد دارم



درون کوهسار سینه خود
هزاران کشته چون فرهاد دارم



چرا ای نازنینم بی وفایی
دمادم با دل من در جفایی



چرا آشفته کردی روزگارم
عزیزم دارد این دل هم خدایی


دوست دارم


ای در هجوم حادثه سنگ صبور من
ای روشنان سادۀ شبهای کور من
ای آخرین ترانۀ گرم جنوبی ام
تفسیر واژه واژۀ شعر و شعور من
ای ابر پر سخاوت و باران زندگی
یکدم ببار بر عطش قلب شور من
از بس که بی بهانه برایت گریستم
از دست رفته حوصله های صبور من
از هستی ام به خاطر چشمت گذشته ام
باور نمی کنی ، بنشین برعبور من
بعد از تو من جوانی خود را ندیده ام
مثل غریبه ها شده با من حضور من
در کوچه های خاطره ام جاودانه ای
روزی بیا دوباره برای مرور من


یعنی میشه که ما دوتا یه روزی به هم برسیم
مهم فقط رسیدنه حتی اگه کم برسیم
یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه ؟
به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه
یعنی میشه شب بشینیم دست روی موهات بکشم
کاشکی بدونم چقدر باید مکافات بکشم .
یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه
چرا تا حالا نشده ٬ شاید گناه من باشه
یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه ؟
هر کی برای اون یکی درست مثل فرشته شه
یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم ؟
یه خواب راحت بکنیم ٬ یه آه راحت بکشیم
یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ٬ دیوونت
دوباره عاشق بشه اون دل مثل رودخونت
یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت ؟
درست مثل تولدم ٬ درست مثل تولدت
یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه ؟
تکیه کلام تو بازم ٬ من میمیرم برات باشه
یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگاه کنه ؟
میگی نمیشه ولی من ٬ همش میگم خدا کنه
یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه ؟
یه چیزی بشکنه فقط ٬ اونم طلسم ما باشه

دلم برات تنگه
ای عزیز تنها مانده ام
دنیا را همیشه در چشمانت می دیدم
ولی افسوس که زمانه فاصله ها را بیشتر کرد
من ماندم و عشق سرگردان خود
با تو می مانم
تا نیایی در کنارم
لحظه ها را می شمارم
ای همه وجود من نبود تو نبود من


هیچ وقت برام مهم نبود چهره و زیبایی تو
اما اسیر دلتم ، اون دل دریایی تو
هیچ وقت برام مهم نبود چشمای تو چه رنگی
اما نگاتو دوست دارم ، نگات پر از قشنگی
با اینکه زیبایی تو از روی گل تازه تره
احساس پاک تو ولی از همه دنیا بهتره
میخوام کنار تو باشم ، حتی اگه فقیر باشی
حتی اگه به چشم شهر از زشتی بی نظیر باشی
با تو قشنگ زندگی تویی که خوب و ساده ای
کی بهتر از تو واسه من وقتی به من دلداده ای
زیبایی هر چهره ای دنیایی، تموم میشه
یه روز پاییز می رسه پژمرده و حروم میشه
اما دلی که عاشقه چون زندگی موندنیه
مثل ترانه های ناب در هر زمان خوندنیه


رفیق من سنگ صبور غم ها
به دیدنم بیا که خیلی تنهام



نه در انتظار یاری نه ز یار انتظــاری
غــم اگر به کوه گویم بگریـزد و بریـزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
به غروب این بیابان بنشین غمین و تنها
بنگر وفــای یاران که رها کنند یـــــــــاری


بی تردید عشقم پایانی ندارد اما عمر نه
تقدیر را خدای مهربون رقم می زنه نه انسانها

با بودنت دنیای من رنگی تر از همیشه ست
قلب تموم آدماش از جنسی مثل شیشه ست
با بودنت رنگین کمون یه رنگ اضافی داره
رنگی که زیباییش تو رو تو ذهن من میاره
با بودنت تو گلخونه هیچ گلی کم ندارم
هیچ گلی اونجا نمیخوام وقتی تویی کنارم
با بودنت غصه میره شادی جاشو میگیره
با دیدنت هر چی غمه تو ذهن من میمیره
با بودنت شعرای من معنای تازه دارن
گلهای اطلسی برام شکلی دوباره دارن
با بودنت دلم میخواد که از سینه جدا شه
پر بکشه به سمت تو تو راه تو فدا شه
با بودنت دوستت دارم رو زبونم میشینه
سهم من از با تو بودن این عشقه نازنینه
با بودنت یه زندگی یه عمر تازه دارم
برای دیدن تو من یه عمر در انتظارم
هر شب که به خوابم میای من دیگه شک ندارم
یه روزمیاد با من باشی ای آروم و قرارم


Mamy


بهم بگو دل تنگم رو چه جوری آروم کنم
بهم بگو چی کار کنم که بی تو دق نکنم
می دونم تو هم مثل من دنبال جواب این سوالی
می دونم تو هم دلتنگی...
دلم بدجور برای دیدن نگاه عاشقت تنگ شده
دلم می خواد داد بزنم تا همه بدونن
خیلی دلم برات تنگ شده مهربونم




بگفتا دل زعشقش کی کنی پاک
بگفت انگه که باشم خفته در خاک
ازمن پرسيد
من و بيشتر دوست داری يا زندگيت رو؟!
گفتم زندگيم رو
قهر کرد و رفت
آخه نذاشت بگم که تموم زندگيم تويی...

بلبل باغ تو ام از باغ بیرونم نکن
گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن
دریای غم

می روی تا اشک حسرت دیده ام را تر کند
می روی تا داغ هجرانت مرا پر پر کند
داغ هجرانت را تو پنداری که سهل و آسان
کو تا قلب تو این احساس را باور کند
کیست تا افسانه های عشق را باور کند
وای به این دل که باید در تمام لحظه های زندگی
با امید خاطراتت زندگی را سر کند

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
و در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
و سر روی شانه هایت بگذارم
از عشق تو و از داشتن تو اشک شوق بریزم
منتظر لحظه ای هستم،
لحظه ای مقدس
،منتظر لحظه ی پیوند که تو را در آغوش بگیرم
و بوسه ای از سر عشق تقدیم تو کنم.
آری من عاشق تو ام
عاشقانه تو را می پرستم
NOSHIN![]()

رفتی تو ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
روزی که سکوت خانه دق مرگم کرد
وابستگیم را به تو باور کردم


مي خواهم تو را، در اين لحظه هاي سخت با من باش
مي گذارم نام تو را، در اين سينه ي سبز با من باش
تو آن ستاره ي درخشان در سينه ي عاشق مني ، ميداني
تو آن زورق غريب انديشه ي ذهن عاشق مني، ميداني
مي آیم روزی به دیدن دیده ي پر مهرت، اي جانان من
مي شتابم به سوي آن قلب خفته ومهربانت، اي جانان من
مردم طعنه ها زدند و گفتند از اين عشق پر شرار من
زآن آتشي فكندند در اين قلب بي قرار و بي رياي من
بهر فريب آنان نام تو را هرگز بر زبان نياوردم دگر
مي ترسم از اين فريب جانسوز كه من تو را نيابم دگر
نرو که ساحل آرام عشق يافته ام تو را، شيرين جان
مي سرايم لحظه هاي عاشقي خوانم تو را،شيرين جان
با من باش فرزاد![]()

ترا با اشک خون از ديده بيرون راندم آخرهم
که تا در جام قلب ديگری ريزی شراب آرزوها را
به زلف ديگری آويزی آن گل های صحرا را
مگو با من
مگو ديگر
مگو از هستی و مستی
من آن خودروگياه وحشی صحرای اندوهم.
که گل های نگاه و خنده هايت رنگ غم دارد
مرا از سينه بيرون کن
ببر از خاطر آشفته نامم را
بزن بر سنگ جامم را
مرا بشکن ![]()

غم هجران تو را چاره و درمان چه کنم
همه روز و همه شب دیده ی گریان چه کنم
ای که آرامش جان در گروی روی تو بود
رفتی و بی تو بر این حال پریشان چه کنم
تن من نی شد و شد نغمه ی دل بی تو حزین
وای بر من تو بگو با نی نالان چه کنم
کس ندانست که چه بگذشت میان من و تو
بی تو در انجمن این همه نادان چه کنم؟
زردی صورت اگر سرخ شد از سیلی دست
چاره ی این همه بیتابی پنهان چه کنم؟
دل چرا بردی اگر قصد سفر بود تو را؟
دل حلالت تو بگو با تن بی جان چه کنم؟



دوستت دارم فرزاد

دوستت دارم ، اما نه به اندازه ی بارون ..چون یه روز بند میاد
دوستت دارم ، اما نه به اندازه ی برف .. چون یه روز آب میشه
دوستت دارم ، اما نه به اندازه ی گل .. چون یه روز پژمرده میشه
دوستت دارم به اندازه ی دنیا .. چون هیچوقت تموم نمیشه
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از همه چی .. چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی
دوستت دارم چون تنهاترین فکر ثانیه های منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون تنها آرزو و خواسته منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون تنها دلیل بودن منی
دوستت دارم چون تنها بهانه زندگی منی
دوستت دارم چون به یه نگاه تنها عشق منی
دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی دوست داشتن
دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن رو داری

عشق مرا در نگاهت تيره و تار مكن ، اي مهربان
نور چشمانت را برايم خاموش مكن، اي مهربان
من سوخته ام از اين شرار عشق، تو مرا درياب
خرقه پوش از اين باران عشق شدم، تو مرا درياب
قفل سنگين قلبت را برايم باز كن، اي نازنين
شعر سپيد عشقت را برايم آغاز كن، اي نازنين

قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم
قسمت نشد تا در کنار هم بمیریم
تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد
ای یار عاشق از جدایی ناگزیریم
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را
در خلوت مظلوم چشمانت بخوانم
صد سوز پنهان مانده در سازم که یک شب
با گریه در چشمانه گریانت بخوانم
اما افسوس...
اگه میبینی عاشقتم ، دیوونتم و تموم فکر و زندگیم شدی .. دست خودم نیست گلم .
اگه میبینی چشام همه لحظه ها خیسه و دستام سرده..اگه میبینی همه لحظه های دور از تو بودن
اینهمه سخته و پر از غم و غصه ست .. بدون که دست خودم نیست گلم .
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو رو جلوی چشام میبینم و فقط به یاد توأم ..
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم،دستاتو بگیرم وسرروشونه ات بذارم..
دست خودم نیست اگه هر شب به آسمون نگاه میکنم و ستاره درخشانی میبینم و فقط به یاد
تو میفتم..
دست خودم نیست که هرسحرگاه به انتظارت میشینم تا توآسمون دلم طلوعی دوباره داشته باشی..
عزیز دلم دست خودم نیست که اینهمه تو رودوست دارم ؛ اینهمه احساس عاشقونه ای که برای
تو می نویسم دست خودم نیست !
همه این احساس وعواطف عاشقونه از این قلب عاشق منه ، و بدون که همه این غم وغصه ها
اشکها وانتظارا درد این قلب عاشق منه !
این قلب سرخ و کوچیک من انتظاری بالاتر از عشق داره! این قلب من تو رو میخواد و به جز
توهیچ چی از من نمیخواد ! نه خونی میخواد و نه نفسی ؛ نه زندگی میخواد و نه تپشی ..
این قلب سرخ فقط و فقط تو رو میخواد گلم . فقط تو رو ! عزیز دلم دست خودم نیست ،
دست این قلب پر توقع منه !
به قلبم حق میدم که تنها تو رو میخواد چون تو اولین و اخرین عشق واقعی و همدلی هستی که
توی اعماق قلبم نشستی و تنها کسی هستی که میتونی قلبمو برای همیشه پیش خودت نگه داری
و با حضورت تو قلبم انتظار اونو برآورده کنی .. چون که تنها تو لایق هستی عزیزترینم ..

من واسه چشمان نازنين تو يك ديوونم
من دوستت دارم ولي علتش رونمي دونم
حالا كه مي خواي بري بزار نگات كنم
چون يه بار ديگه مي خوام اين دل روساكت كنم
نگو خجالت مي كشم مي دونم توخيلي وقته ديگه مال من نيستي
خوش باشي هر جاكه مي ري الهي واست تلافي نكنه زمونه


بهار من به کجایی که بی تو می میرم
بدون تو پاییز سرد و دلگیرم
اگر کنار تو باشم به لحظه ها محتاج
ولی جدا ز تو جانا ز جان خود سیرم
نگار من بت شور آفرین شیرینم
گل همیشه جوانم ز دوری ات پیرم
دمی که با توام هوادار یاس و نسرینم
ولیک بی تو خریدار تیغ و شمشیرم
تو رفته ای و ندانی که بعد رفتن تو
نمود حجر تو درحبس وقفل و زنجیرم
چوگویمت چونباشی ضعیف ورنجورم
کنار من چو نشینی قوی چنان شیرم
در آخر بیت کلامم همان کلام نخست
بهار من به کجایی که بی تو می میرم


اگر میبینی که زنده ام ، نفــــــس میکشم ، تنها به خاطر وجود توست...
اگـر میبینی شــــــادم ، با وجود این همه غم و غصه که در دل دارم
تنها به امید بودن توست ...
اگـــــــــر میبینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ،فقط به خاطر
عشقی ست که از سوی تو در دلم نشسته است ...
اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم
هــــــــــوای تو را کرده است و دلـــــــم دیگر طاقت دوری را ندارد...!
اگر دیدی نیستم ، نه صــــــــدایی و نه خبری از مــــــن نیست بدان که
از عشق تو مرده ام ...

غریبان را دگر درده دل دوا نیست
دل بی خانمان را اشیان نیست
دگر از وصل و هجرانم مپرسید
که درده بی امانم را دوا نیست
کنون مردم بگویند بمردم
که بیچاره به جزء مرگش شفا نیست
پریشان خاطروافسرده حالم
مرا تنها رها کردن روا نیست
شدم بی یارو یاور ای رفیقان
که در مانش به جزء دسته خدا نیست




ای قدیمی ای خوب
گاه وبیگاه لب پنجره ی خاطره ام می آیی
دیدنت حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه ی دیدار توام
که به یک جرِعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
ودل من به نگاهی از دور
طفلکی می سازد
ای قدیمی ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم
من صمیمانه به یادت هستم
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پر گل باد
هميشه به يادتم فرزاد


با تنهایی خلوت خود خودکاری ارغوانی
تکه کاغذسفیدی از تو و روزهای زیبا
و یادها وخاطره های تو می نویسم
و می نویسم که چه قدر دوستت دارم
و می گویم به انتظارت خواهم نشست
اگر نیایی هم مهم نیست مهم این است که هنوز هم دوستت دارم
و تا عمر دارم در یادم خواهی ماند
بدان عشق عاشق از ندیدن کم نمی شه
دوستت دارم![]()

در اين خلوت و تنهائي شكستم,صدا كن مرا
بيا از اين افكارسوءو پريشان ,جدا كن مرا
بيا دوباره همچو گندم تشنه به باران
در دشتي پر از نرگس وشقايق,رها كن مرا
چو بداني از ان توست زندگي من
براي دو چشم خمار و زيبايت ,فدا كن مرا
چه رنج و درد مى كشم گر تو نباشي اينجا
به كنارم بيا و با غزلي شیرين ,روا كن مرا
![]()
آمدی چه زیبا!
گفتم دوستت دارم چه صادقانه !
پذیرفتی چه فریبانه !
آغوشم برایت باز شد چه ابلهانه !
با تو خوش بودم چه کودکانه !
همه چیزم شدی چه زود !
به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه !
نیازمندت شدم چه حقیرانه !
واژه ی غریب خدا حافظی به میان آمد چه بیرحمانه !
و من سوختم چه عاشقانه !
ولی ...
هنوز هم دوستت دارم غریبه !!!



شباي رفتن تو شباي بي ستارست
ببين که خاطراتم بي تو چه پاره پارست
با هر نفس تو سينه بقض تو تو گلومه
با هر کي هر جا باشم ياد تو روبرومه
آخ چقدر تنگه دلم براي اون شبا
کاشکي که اون عشق بشينه دوباره تو دلا
چي ميشه برگردي بازم به روزاي گذشته
هواي پائيزي چرا تو عشق ما نشسته
سپردي عهدمونو بدست باد و بارون
منو زدي به طوفان خودتي گرفتي آروم
قهر تو راهمو بسته غم دلمو شکسته
تو اين صداي خسته ياد تو پينه بسته غم دلمو شکسته
غروبه باز دوباره شب توي انتظاره
ابر تو نگام نشسته خيال گريه داره
اسم تو فريادمه درد تو صدام ترانست
خنده ي آينه تلخ و بي تو پر از بهانست
شباي رفتن تو شباي بي ستارست
ببين که خاطراتم بي تو چه پاره پارست

عاشقت خواهم ماند.........بي آنكه بداني.
دوستت خواهم داشت ..........بي آنكه بگويم .
درد دل خواهم گفت........بي هيچ كلامي .
گوش خواهم داد .............بي هيچ سخني .
در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني .
در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي .
اين گونه شايد احساسم نميرد

قاصدک پیشم بمان
نیمه شبها در کنار پنجره
وقتی از غم می روم در خود فرو
یا در آن روزی که با شوری عجیب
می کنم شادی خود را جستجو
در میان این زمین یا آسمان
قاصدک پیشم بمان
با دو چشم اشکبار غرق غم
وقتی از این لحظه ها دل خسته ام
یا چو آهویی میان کوه دشت
از نگاه گرگ وحشی رسته ام
همچو طوفان می روم از بیم جان
قاصدک پیشم بمان
وقتی از گلهای رنگارنگ و شاد
خانه می سازم برای شاپرک
وقتی از تنهایی و دلواپسی
قصه می گویم به گوش پنجره
وقتی از شادی نمی بینم نشان
قاصدک پیشم بمان
مثل امشب با صدای رعد و برق آسمان
وقتی که غوغا می کند
وقتی از یک روزنه چشمان ماه
صبح فردا را تماشا می کند
تو برایم شعری از گلها بخوان
قاصدک پیشم بمان ...
mamy love you 

مامی روزت مبارک


روزت مبارک 

![]()
تقدیم به مامان
![]()






